خدایا !!!!
به فکرمان..........................منطق
به قلبمان............................آرامش
به روحمان.........................پاکی
به وجودمان........................آزادی
به دست هایمان...................قدرت
به چشمهایمان.....................زلالی
به زندگیمان ......................عشق
به دوستی مان....................تعهد
وبه تعهدمان.....................صداقت
امروز صبح كه از خواب بيدار شدي ؛نگاهت ميكردم
اميدوار بودم كه با من حرف بزني؛حتي براي چند كلمه
نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي كه ديروز در زندگيت افتاد؛
از من تشكر كني؛اما متوجه شدم كه خيلي مشغولي؛
مشغول اتخاب لباسي كه مي خواستي بپوشي
وقتي داشتي اين طرف وآن طرف مي دويدي تا حاضر شوي
فكر ميكردم چند دقيقه اي وقت داري كه بايستي وبه من بگويي؛
ادامه مطلب...
به شیطان گفتم: لعنت بر شیطان! لبخند زد ...
پرسیدم: چرا می خندی ؟
پاسخ داد: از حماقت تو خنده ام می گیرد .
پرسیدم: مگر چه کرده ام ؟
گفت: مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام ...
با تعجب پرسیدم: پس چرا زمین می خورم ؟
جواب داد: نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای.
نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند .
پرسیدم: پس تو چه کاره ای ؟
پاسخ داد: هر وقت سواری آموختی ، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد !!!
کودک شيشه پاک کن
ميان ماشين ها می چرخيد...
من از اظهــــارنظرهــای دلــــم فهمیــــدم...
عشـــق هم صاحـــب فتواســـت
اگـــر بگــــذارند!!!
کودک شیشه پاک کن
میان ماشین ها می چرخید....
با دستمالی چرکی
به بهانه ی پاک کردن شيشه ها؛
اما هيچ کس او را نمي ديد...
هيچ کس سکه ای به کاسه اش نمی انداخت...
يک روز راننده اتوبوس بي حواسی جانش را گرفت...
و خيابان به ناگهان کفاره باران شد از اسکناس های بی حاصل ..!!
"چه تلخ است فقر"
جسارت میخواهد...
نزدیک شدن به افکار دختــــری که روزها
مــــردانه با زندگی می جنگد
اما شب ها…
بالشش از هق هق دختـــــرانه اش
خیس است..!!
مثل آنکه شـــــــــــاهرگ احســـــــاسم را زده باشـــــــــی…
بنــــــــــد نمی آید دوســــــــــــــت داشتــــــــــنت…
از تکرار دوستـــت دارم خستـــه شدم...
کمی هم تــــو بــگو تا من نـــــاز کنم نتـــــــرس ...
باورم نمی شود..!!
کفشهایم که جفت می شوند دلم هوای رفتن می کند..!!
من چه کودکانه دلتنگ "تـــــو" میشوم...
بی آنکه فکر کنم چه کسی دلتنگ "مــــن" می شود..!!
دکتر شریعتی
به سلامتی تو
تویی که الان پشت مانیتور قوز کردی...
تویی که الان با کله اومدی رو صفحه مانیتور دستتو گذاشتی زیر چونت...
تویی که الان از فرط تنهایی بغضت گرفته...تویی که از بس خسته ای دلت گرفته...
تویی که الان دلت واسه یه بی معرفت تنگه...تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی
غرورت نمیذاره...تویی که دوسش داری ولی نمیتونی بهش بگی...
تویی که بغضتو قورت میدی که یه وقت گریه نکنی .تویی که همه دلخوشیت شده
دنیای مجازی..تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی.